از یادگیری تا فروش یک میلیاردی؛ روایت حمیده پیامی از مسیر رشد، اقدام و رهبری
۱. حمیده پیامی کیست و چه مسیری را طی کرد تا برای نخستینبار به فروش یک میلیارد تومان در ماه برسد؟
من حمیده پیامی هستم و حدود ۵ سال است که در حوزه نتورک مارکتینگ فعالیت میکنم. در این سالها یاد گرفتم که فروش فقط معرفی محصول یا یک فرصت نیست؛ فروش حرفهای یعنی ارتباط با آدمها، شناخت نیازهایشان، ایجاد اعتماد و توانایی انتقال درست ارزش.

اولین بار در مردادماه ۱۴۰۵ توانستم به فروش یک میلیارد تومان در ماه برسم. برای من این عدد فقط یک عدد مالی نبود؛ پشت آن سالها یادگیری، ارتباطسازی، استمرار، آموزش و اقدام قرار داشت.
یکی از نقاط مهم این مسیر برای من، آموزشهایی بود که از علی بالازاده دریافت کردم. آموزشهای او باعث شد نگاه من به فروش، ارتباطسازی و حتی خودم بهعنوان یک نتورکر تغییر کند. دورههایی مثل NetWorker Elite و Blueprint برای من فقط مجموعهای از تکنیکها نبودند؛ کمک کردند بفهمم برای رسیدن به نتایج بزرگ باید همزمان روی ذهنیت، مهارت و عملکرد روزانه کار کنم.
در کنار آموزش، داشتن تیم و لیدرهای توانمند هم بخش مهمی از این مسیر بود. همراهی و رشد افرادی مثل سمیه پاچنگ، فریده تارخ و بهجت بهلولی برای من نشان داد که نتیجه بزرگ، حاصل تلاش یک نفر نیست؛ حاصل ساختن و رشد دادن آدمهاست.
۲. چه چیزی باعث شد از یک جایی به بعد فروش را جدیتر دنبال کنید و هدف یک میلیارد تومان را برای خودتان واقعی کنید؟
جرقه اصلی زمانی شکل گرفت که فهمیدم اگر قرار است به اهداف بزرگ زندگیام برسم، باید فروش را جدی یاد بگیرم و از منطقه امن خودم خارج شوم.
در ابتدا تصورم از فروش بیشتر معرفی محصول و متقاعد کردن مشتری بود؛ اما به مرور فهمیدم فروش حرفهای یعنی شناخت آدمها، ایجاد ارتباط، کشف نیاز واقعی و انتقال درست احساس و ارزش.
آموزشهایی که در مسیر دریافت کردم، مخصوصاً آموزشهای علی بالازاده، کمک کردند این نگاه در من عمیقتر شود. در NetWorker Elite و Blueprint یاد گرفتم که نتیجه اتفاقی نیست؛ باید یک سیستم فکری و عملی داشته باشم و آن را هر روز اجرا کنم.
نقطه عطف من زمانی بود که تصمیم گرفتم به جای اینکه منتظر نتیجه باشم، روی اقدام مستمر و یادگیری مداوم تمرکز کنم.
از آنجا به بعد، هر ارتباط برای من یک فرصت یادگیری شد و حتی تجربههایی که به فروش ختم نمیشدند، بخشی از مسیر رشد من بودند.
۳. اگر قرار باشد یک قانون طلایی از تجربه فروش میلیاردی خودتان به یک نتورکر منتقل کنید، آن قانون چیست؟
اگر بخواهم در یک جمله بگویم:
«اول مصرفکننده و باورمند باش، بعد فروشنده و انتقالدهنده احساس.»
وقتی خودت محصولت را میشناسی، استفاده میکنی و به ارزش آن باور داری، انتقال این احساس به مشتری خیلی طبیعیتر اتفاق میافتد.
اما در کنار باور به محصول، یک موضوع دیگر را هم خیلی جدی یاد گرفتم: باید خودت را هم آموزش بدهی.
آموزشهای علی بالازاده برای من در این قسمت بسیار تأثیرگذار بود؛ چون کمک کرد فروش را فقط بهعنوان یک تکنیک نبینم، بلکه آن را یک مهارت قابل یادگیری و قابل رشد بدانم.
۴. فروش یک میلیاردی برای شما دقیقاً از چه فرایندی عبور میکند؟ نقش آموزش و تیم در این فرایند چیست؟
برای من فروش از پیدا کردن مشتری شروع نمیشود؛ از ایجاد ارتباط شروع میشود.
فرایند معمول من این است:
ارتباطسازی → ایجاد کنجکاوی → معرفی → ارائه اطلاعات → شناخت نیاز → پیگیری → تصمیمگیری و خرید
در مرحله اول تلاش میکنم ارتباط واقعی شکل بگیرد و فرد احساس نکند قرار است صرفاً چیزی به او فروخته شود.
بعد با ایجاد کنجکاوی، زمینه معرفی را فراهم میکنم، اطلاعات لازم را در اختیارش قرار میدهم، به سؤالاتش پاسخ میدهم و اجازه میدهم خودش ارزش محصول یا فرصت را درک کند.
اما چیزی که در مسیر یاد گرفتم این بود که برای ساختن نتیجه بزرگ، فقط فروش شخصی کافی نیست. باید بتوانی آدمها را آموزش بدهی و رشدشان بدهی.
اینجاست که آموزشهایی مثل NetWorker Elite و Blueprint برای من اهمیت پیدا میکنند؛ چون به من کمک کردند فراتر از فروش شخصی فکر کنم و به سیستم، تکثیر و رشد افراد تیم توجه داشته باشم.
در این مسیر، لیدرهایی مثل سمیه پاچنگ، فریده تارخ و بهجت بهلولی هم نقش مهمی در رشد تیم داشتند و برای من نمونههایی از این بودند که وقتی آموزش با اقدام همراه شود، میتواند به نتیجه واقعی تبدیل شود.
۵. در مسیر رسیدن به یک میلیارد، بزرگترین چالش شما چه بود و چه چیزی اجازه نداد متوقف شوید؟
من نمیتوانم بگویم یک شکست بزرگ داشتم؛ چون هر بار که زمین خوردم، دوباره بلند شدم و ادامه دادم.
طبیعتاً در این مسیر چالش کم نبوده، اما سعی کردم چالشها را بخشی از مسیر رشد ببینم، نه دلیلی برای توقف.
یکی از چیزهایی که آموزش به من یاد داد این بود که نباید نتیجه کوتاهمدت را معیار ارزش خودم قرار بدهم.
وقتی هدف مشخص داشته باشید، یک جواب منفی یا یک نتیجه نگرفتن نمیتواند شما را متوقف کند.
برای من هر چالش فرصتی بود تا قویتر شوم، مهارت بیشتری یاد بگیرم و بفهمم دفعه بعد چه چیزی را باید بهتر انجام بدهم.
۶. برای پیدا کردن افراد مناسب، فقط به دنبال «مشتری» هستید یا به ساختن یک شبکه ارتباطی قدرتمند فکر میکنید؟
یکی از روشهایی که برای من خیلی مهم بوده، فعالیت در بازار گرم و داغ است.
یعنی به جای اینکه صرفاً دنبال افراد ناشناس باشم، از ارتباطات موجود، دوستان، آشنایان، مشتریان قبلی و شبکه ارتباطی خودم استفاده میکنم و این ارتباطات را توسعه میدهم.
اما داشتن ارتباط بهتنهایی کافی نیست؛ باید بتوانید اعتماد ایجاد کنید و ارزش واقعی چیزی را که ارائه میدهید منتقل کنید.
در مسیر تیمسازی هم دقیقاً همین نگاه را دارم. قرار نیست فقط تعداد افراد را زیاد کنیم؛ باید افرادی را پیدا کنیم که ظرفیت رشد دارند و بعد به آنها آموزش و فرصت اقدام بدهیم.
تجربه کار کردن در کنار افرادی مثل سمیه پاچنگ، فریده تارخ و بهجت بهلولی برای من نشان داد که وقتی آدمهای مناسب در یک سیستم آموزشی درست قرار بگیرند، میتوانند خودشان تبدیل به لیدر شوند.
۷. اگر بخواهیم فقط یک عادت روزانه را از شما یاد بگیریم، آن عادت چیست؟
بدون شک: هر روز ارتباطسازی و اقدام.
من روی ارتباطسازی، معرفی، کنجکاوسازی و افزایش اطلاعات خودم تمرکز میکنم.
ممکن است بعضی روزها نتیجه بزرگی نگیرم، اما تلاش میکنم از چرخه اقدام خارج نشوم.
آموزش دیدن بدون اقدام نتیجه نمیسازد و اقدام بدون آموزش هم ممکن است باعث تکرار اشتباه شود.
برای همین سعی میکنم این دو را کنار هم داشته باشم:
یادگیری → اقدام → بررسی نتیجه → اصلاح → اقدام دوباره
یکی از چیزهایی که از آموزشهای علی بالازاده یاد گرفتم همین نگاه سیستمی به رشد بود؛ اینکه نباید منتظر انگیزه بمانیم. باید کار درست را به یک عادت تبدیل کنیم.
۸. «نه» شنیدن برای کسی که میخواهد فروش میلیاردی داشته باشد، میتواند بسیار سخت باشد. شما چطور با آن کنار میآیید؟
من معمولاً روزانه حدود ۲ تا ۳ «نه» میشنوم؛ البته این عدد کاملاً به میزان اقدامم بستگی دارد.
اما «نه» برای من به معنی شکست نیست.
ممکن است فرد هنوز آماده خرید نباشد، نیازش را پیدا نکرده باشد، اعتماد کافی شکل نگرفته باشد یا اصلاً مخاطب مناسب من نباشد.
وقتی هدف بزرگی داشته باشید، قرار نیست همه آدمها به شما «بله» بگویند.
من دنبال این نیستم که از همه «بله» بگیرم؛ دنبال این هستم که آنقدر ادامه بدهم تا به آدمهای درست برسم.
این نوع نگاه هم برای فروش شخصی مهم است و هم برای رهبری تیم؛ چون یک لیدر باید بتواند بعد از شنیدن چند «نه»، همچنان به تیمش انرژی، آموزش و جهت بدهد.
۹. اگر بخواهید از میان تمام آموزشها و تجربههای خود، فقط چند مورد را به یک نتورکر تازهکار پیشنهاد کنید، چه میگویید؟
یکی از تأثیرگذارترین منابع آموزشی برای من، آموزشهای علی بالازاده بوده است.
چیزی که برای من ارزشمند بود، فقط تکنیکهای فروش نبود؛ بلکه تغییر نگاه به فروش، ارتباط با آدمها، ساختن تیم و مسئولیتپذیری در قبال رشد خودم و دیگران بود.
دورههایی مثل NetWorker Elite و Blueprint برای من بخشی از همین مسیر یادگیری بودند و کمک کردند بفهمم برای ساختن یک نتیجه بزرگ، باید همزمان روی چند بخش کار کنم: ذهنیت، مهارت، ارتباطسازی، اقدام، پیگیری و رهبری.
در کنار آموزش، رشد لیدرهای تیمم هم برای من بسیار ارزشمند است. وقتی میبینم افرادی مثل سمیه پاچنگ، فریده تارخ و بهجت بهلولی در مسیر رشد و رهبری قرار میگیرند، بیشتر مطمئن میشوم که هدف فقط رسیدن به یک فروش میلیاردی نیست؛ هدف، ساختن آدمهایی است که بتوانند خودشان نتیجه خلق کنند و این مسیر را تکثیر کنند.
اگر بخواهم یک توصیه کوتاه به یک نتورکر تازهکار داشته باشم، میگویم:
«فروش را فقط برای پول یاد نگیر؛ یاد بگیر چطور ارزش ایجاد کنی و آن را درست منتقل کنی.»
مصرفکننده و باورمند محصولت باش، ارتباطسازی را جدی بگیر، آموزش ببین، اقدام کن و از «نه» نترس.
قرار نیست از روز اول حرفهای باشی. قرار است هر روز کمی بهتر از روز قبلت باشی.
اگر هدف مشخصی داشته باشی و به اندازه کافی ادامه بدهی، خیلی از چیزهایی که امروز برایت دور از دسترس به نظر میرسند، به مرور تبدیل به نتیجه میشوند.