میلیاردی شدن، اول از ذهن شروع میشود، نه از حساب بانکی
سلام، الهام امراللهی هستم؛ ۲۳ ساله، متولد ۲۳ اسفند، فارغالتحصیل روانشناسی، مدرس گیتار و با افتخار یک نتورکر.

همهچیز از جایی شروع شد که مشاورم (که اتفاقاً استاد دانشگاهم هم بود) یک روز از من خواست لیست دوستانم را بنویسم و برایش بیاورم. وقتی لیست را دید، ناگهان گفت: «چرا با زینب میرحسینی دوست نیستی؟» من هم شروع کردم به گفتن یک سری دیدگاههای منفی که نسبت به زینب داشتم. استاد احمدی به من گفت: «دقیقاً دلیل اینکه تو در مسیری که هستی موفق نشدی، همین است. آدمهایی که انتخاب میکنی با آنها رفتوآمد و رفاقت داشته باشی، تأثیر زیادی روی طرز فکرت، رشدت و در نهایت آیندهات دارند.» آن جمله واقعاً در ذهنم ماند.
از آن روز، نه بهخاطر اینکه مطمئن بودم قرار است چه اتفاقی بیفتد، بلکه چون از مسیر زندگیام خسته شده بودم، به زینب پیام دادم و درخواست دوستی کردم. به او گفتم: «استاد احمدی خیلی از تو تعریف کرده؛ میخواهم بدانم مشغول چه کاری هستی؟» زینب پاسخ داد: «همان کاری که یک سال پیش هم به تو معرفی کردم...» آن لحظه با خودم گفتم: من مسیرهای مختلفی را امتحان کردهام؛ چرا این بار اعتماد نکنم؟ واقعاً از درآمد کارمندی، زندگی تکراری و محدودیتهایی که برای خودم ساخته بودم خسته شده بودم. برای همین تصمیم گرفتم بدون اینکه حتی پرزنت شوم، دست یا علی بگویم و این مسیر را شروع کنم.
شاید آن روز هنوز نمیدانستم قرار است چه اتفاقی برایم بیفتد، اما فقط یک چیز را میدانستم: چیزی برای از دست دادن نداشتم و تصمیم گرفته بودم یک بار هم که شده، به یک مسیر جدید اعتماد کنم.
دیدگاه من نسبت به سانتیم و صنعت نتورک بسیار مثبت است. من بهعنوان یک دختر ۲۳ ساله، تجربهای که در این مجموعه داشتم را برای خودم بسیار ارزشمند میدانم. این که توانستم در ۱۱ روز اول ماه به حجم فروش ۱ میلیارد برسم، قطعاً فقط نتیجهٔ تلاش خودم نبود؛ آموزشها، حمایتها و همراهی تیم و لیدرها نقش بسیار مهمی در این مسیر داشتند.
واقعاً دوست دارم از مدیریت مجموعه، لیدرها و تمام افرادی که در این مسیر کنارمان هستند تشکر کنم؛ زیرا چیزی که برای من ارزشمند است، فقط نتیجهٔ مالی نیست، بلکه اعتمادبهنفسی است که به دست آوردم، مهارتهایی که یاد گرفتم و رشدی که بهعنوان یک دختر جوان در این مسیر تجربه کردم. امیدوارم بتوانم با تلاش بیشتر، هم برای خودم موفقیتهای بزرگتری بسازم و هم باعث افتخار تیم و مجموعهای باشم که این فرصت را به من داد.
چی شد که شد؟
اول از همه، لطف خدا بود. همیشه از خدا خواستم کمکم کند که باور لیدرهایم را باور کنم و بتوانم از فرصتهایی که سر راهم قرار میگیرد، بهترین استفاده را ببرم.
دوم، در جایی به این باور رسیدم که میلیاردی شدن، پیش از آنکه به عدد حساب بانکی مربوط باشد، به ذهن آدم مرتبط است. باید اول ذهنم میپذیرفت که من لایق این عدد هستم و میتوانم به آن برسم. من مدام این عدد را با خودم تکرار میکردم و به آن فکر میکردم تا جایی که یک میلیارد برای ذهنم تبدیل به یک عدد دستنیافتنی نباشد، بلکه به یک هدف واقعی و قابلدسترس تبدیل شود.
این باور را همیشه از لیدرم، میرحسینی، داشتم که میگفت: «المپیک نتورک و موج نتورک، فرصت رشد و تعالی هستند.» و من تصمیم گرفتم واقعاً از این فرصت استفاده کنم. مدام با خودم میگفتم قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ قرار است چه باوری در تیمم ساخته شود؟ قرار است این رشد چه سرعتی پیدا کند؟ و چگونه میتوانم با این نتیجه، مسیر رشد خودم، تیمم و کراسهای قدرتمندی که در کنارشان هستم را سریعتر کنم؟
برای من این عدد فقط یک رکورد فروش نیست؛ یک معیار جدید برای خودم و تیمم است، اثباتی که وقتی باور، اقدام و استمرار کنار هم قرار بگیرند، میتوانیم بسیار فراتر از آنچه فکر میکردیم حرکت کنیم. و در نهایت، من همیشه به خودم یادآوری میکنم که من دست خدا روی زمینم و رسالتم، ساختن و ایجاد یک انقلاب در نتورک است.
اگر بخواهم فقط یک پیام به دهههشتادیها داشته باشم، آن پیام این است: فقط به خودت ۶ ماه فرصت بده. ۶ ماه آموزش ببین، یاد بگیر، حرفهای کار کن و به مسیری که انتخاب کردی متعهد بمان. شاید در این مدت بالا و پایینهای زیادی را تجربه کنی، شاید بعضی روزها خسته شوی یا حتی به خودت شک کنی؛ اما فقط ادامه بده. من به تو قول میدهم اگر این ۶ ماه را جدی و حرفهای پشت سر بگذاری، از انتخابت پشیمان نخواهی شد. فقط یک چیز لازم است: قدرتی که درون خودت داری را باور کنی. تو بسیار بیشتر از آنچه امروز فکر میکنی توانایی داری؛ فقط کافی است به خودت فرصت بدهی تا آن قدرت را کشف کنی.
در آخر، پیش از هر چیزی، از خدای بزرگم سپاسگزارم؛ خدایی که در تمام مراحل زندگی، هیچوقت تنهایم نگذاشت، همیشه هوایم را داشت و هر جا که فکر میکردم دیگر نمیتوانم، راهی جدید پیشِ رویم گذاشت. خداروشکر میکنم برای داشتن لیدرهای متعهد، پرتلاش و پاکارم؛ ژنرال قرقچیان و لیدر میرحسینی، رفیق فوقالعادهای که در کنار تمام آموزشها و تجربیاتی که به من داد، معنای واقعی زندگی کردن، جنگیدن برای رویاها و بزرگ فکر کردن را به من یاد داد.
و در نهایت، عمیقاً قدردان خانوادهی همدل، متحد و معیارسازم هستم؛ خانوادهای که کنار هم جمع شدیم تا فقط یک نتیجهٔ معمولی نسازیم، بلکه معیارهای جدیدی خلق کنیم. ما آمدیم که بزرگ فکر کنیم، بزرگ بسازیم و کاری کنیم که معیارهایی که امروز برای خودمان میسازیم، فردا جهانی شوند و نام و اثرمان ماندگار بماند. این تازه شروع ماست؛ برای ساختن معیارهای جدید، برای ساختن یک مسیر متفاوت و برای ماندگار شدن.